Tuesday, 27 October 2009

فناوری


در کشتی اصطلاح "اعتبار تنه" معنی جالبی داره، مخصوصاً بین "چوخه" کارهای خراسانی
به این معنی که وقتی دو کشتی گیر با هم در حالت "سرشاخ" قرار میگیرن، شاه بیت فنون در استفاده کردن از "اعتبار تنه" ست
به این صورت که با حفظ تعادل در فشاری که به هم وارد میکنن در موقع مناسب حریف رو "بقول معروف" با زور خودش میزنن زمین

رامین

Sunday, 25 October 2009

برگ سبزیست green leaves


Welcome to my world
Won't you come on in
Miracles I guess
Still happen now and then
Step into my heart
Leave your cares behind
Welcome to my world
Built with you in mind
Knock and the door will open
Seek and you will find
Ask and you'll be given
The key to this world of mine
I'll be waiting here
With my arms unfurled
Waiting just for you
Welcome to my world
Knock and the door will open
Seek and you will find
Ask and you'll be given
The key to this world of mine
I'll be waiting here
With my arms unfurled
Waiting just for you
Welcome to my world
Waiting just for you
Welcome to my world
***
Artist: Classic Country
Song: Welcome to My World - Jim Reeves
Album: Classic Country: 1950-1964
***
Ramin

Sunday, 18 October 2009

پاییز


در این خزان و سرما
در این کنار و تنها
در فکر این که شاید
راهی گشوده اید
راهی به سوی ملکت
تا من رسم ز گردش
بینم جمال ماهت
آن روی ماه و پاکت
چون بینیم سراپا
زرد و تکیده ی راه
خاکم ز رو تکانی
گردم بری ز احوال
جویی دلم به نرمی
گویی سخن به گرمی
آسان کنی معما
عنواان کنی مثلها
آری دلم به دستت
با آن دو چشم مستت
مرهم شوی تو بر دل
گردی مرا تو حاصل
دردم شفا دهی تو
از غم رها دهی تو
آری مرا به گرما
در این خزان و سرما

رامین

Sunday, 11 October 2009

اشرف


انسان به دنیا امدن یعنی قابلیت صعود و قابلیت اروج و به خود رسیدن یافتن
هر چه در این سیر بالاتر روی به خود و به یگانگی واقعی خود نزدیکترمیشوی
خود واقعی تنها و یگانه است و جز خدا هم خودی در کار نیست و این یعنی به معبود رسیدن
این یعنی به جان دلدار امیختن و محشور شدن چونان که گویند، چو قطره ای به اقیانوس جان باز گشتن
به قله رسیدن یعنی به اوج تنهایی نائل شدن و این نه تنهایی در عضلت است که دیدن و بی نیاز شدن از باورهاست
چرا که باور نیازیست در نبود عینیت که باور کنیم شهادتی را، چرا که خود قادر به دیدنش برای خود نیستیم


رامین

Tuesday, 15 September 2009

وجود


زمین روینده و سازنده از چیست
بهار اید حیات و نغمه از کیست
ز گلها بوی خوش اکنده از کیست
به اقیانوس جانت گوهر از کیست
به دلها اتش سوزنده از کیست
ز خورشید اینهمه نور از بر کیست
.......................................
رفیقان اینهمه غوغا کجا بود
بساط و معرکه کار خدا بود
مگر سختت بود تا انکه بینی
همه جان است یکی، اینم و ان کو
تمام هستی است از برق ایزد
منم این، ان تویی، ان پادشاه کو


EXISTENCE is paradoxical; paradox is its very core. It exists through opposites; it is a balance in the opposites. And one who learns how to balance becomes capable of knowing what life is, what existence is, what God is. The secret key is balance.
Osho


رامین












Tuesday, 18 August 2009

دمکراسی


ملکه ی انگلیس در بریتانیا همان ولایتی را دارد که ولایت فقیه در ایران. در جریان محاکمه ی "پل بارول" ایشان بعد از ماه ها که از شروع محاکمات گذشته بود با یک حکم حکومتی محاکمه را متوقف کردو خدمتکار ویژه ی "دایانا" را ازاد کردند. نمونه های بی شماری از این دست وجود دارند که نمودار قدرتهای پشت پرده در تمام سیستمهای سیاسی و دولتی در سراسر دنیا میباشند. توقف تحقیقات در مورد رشوه خواریهای "مارک تاچر" پسر"مارگارت تاچر" در جریان فروش تسحیلات نظامی به عربستان نیز نمونه ی دیگر ان بود

دمکراسی به معنای واقعی کلمه در هیچ کجای دنیا وجود ندارد و همه ی دست اندرکاران در همه جای دنیا، چه سیاستمدار و چه نویسنده و محقق به این حقیقت واقف هستند که حرف اخر را همیشه نیروی فرا سیستمی میزند که جمله ی اهرمهای قدرت را در سراسر دنیا در دست دارد. دمکراسی در سطح و به طور نمایشی وجود دارد و به علت پر خرج بودن نمایشات بزرگ، همیشه هر چه کشوری ثروتمندتر باشد نمایش دمکراسی را مکملتر و بهتر به صحنه میاورد

اگر به خدا ایمان داریم باید به قدرت لایزالش و این که هر چیزی زاده از اوست ایمان و اعتقاد داشته باشیم و بدانیم که این بساط دنیوی بی هدف و برای مزاح و شوخی نیست. نابرابریها و اختلافات مولد ازمایشات و رودررویهایی هستند که روح انسان را ارتقا داده و نمایانگر راه بشر به سر منزل نهایی خواهند بود. در این کش و قوسها بشر در نقاط عطف گوناگون فراخور این ارتقا تصمیماتی میگیرد و جهتهایی را انتخاب میکند که در نهایت بسته به میزان اخلاص و تسلیم او در برابر حق و یا انتخاب راه اسان در معنای دنیوی، به ارامش بهشتی و یا به پریشانی جهنمی خواهد رسید
رامین

Saturday, 1 August 2009

ره


که ره پایان ندارد
بجایی ره نیابد
نباشد اخرش ره
که ره اخر نباشد
کجا باشد رهی که
نمایی بر نتابد
نباشد راه شوسه
و یا دالان و کوچه
ندیده سمت و سویش
قدم ورزی برویش
ره است بی انتهایی
چو راه مرغ ابی
در ان باشی دمادم
همه عالم و ادم
چو در عالم تو هستی
تویی عالم و هستی
نبودی تا نباشی
تو هر دم بوده باشی
چو در خواب گرانی
به رویا در میانی
ندانی کین بود خواب
مگر گردی تو بیدار
چو بیداری عیان شد
همه خواب از میان شد
نمودارت شود جان
نباشد ملک و میدان
نباشی تک به نامی
نباشند دیگرانی
تو گردی ان دلاور
گلی در باغ داور
همه هستی گلستان
یکی گل یک گلستان
رها گردی ز بودن
یکی بودن و مردن
همه جانان به یک جان
چو نور پاک و الوان
ره اخر شد بجایی
که آغازش نمایی
گزاری بر زمین بار
و بینی روی دلدار
تو هم دل هم تو دلدار
سمندر بر سپیدار
خنک اب سحرگاه
برو زن شو تو بیدار

رامین